جمعى از نويسندگان

24

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

منظور از سلوك فردى ، طى طريق آحاد افراد است كه مطابق با منازل ترسيم شده مراحل را پشت سر مى گذارند و به صورت فردى متناسب با ظرفيت خود به كمالاتى دست مى يابند . و منظور از سلوك اجتماعى ، همان اصلاح اجتماعى در مقابل اصلاح فردى است و فرقى بين آن دو نيست و هر دو نوعى سلوك عرفانى است ؛ هر چند اولى بر دومى مقدم است ؛ چرا كه جامعه چيزى جز هيئت اجتماعى همان افراد نيست ؛ اما چون محيط نيز در تربيت افراد موثر است ، پس اصلاحات اجتماعى نيز به سلوك فردى كمك مىكند . عرفان فردى از صدر اسلام تا كنون مورد تأكيد و بهره بردارى قرار گرفته است و بركات زيادى نيز به همراه آورده و اينك جاى آن دارد كه روى عرفان اجتماعى نيز كار شود تا شاهد حاكميت الهى در عرصه اجتماعى نيز باشيم و تعداد بيشترى از مردم را به سوى فلاح و رستگارى رهنمون شويم . عارف وقتى در اثر رياضت و سير و سلوك ، خود را به محضر حق تعالى رسانيد ، همه جاى عالم را محضر خدا مىبيند ، و بدين ترتيب دايره حضور ، محدود به فرد و جاى خاصى نيست بلكه همه عالم ، قلمرو عارف است كه جامعه جزئى از آن است . البته در تاريخ عرفا و معلمان اخلاق نيز اجتماعى بودن همواره مورد تأكيد بوده كه در اينجا به دو نمونه اشاره مىشود : 1 - ابن مسكويه در كتاب « تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق » عزلت و انزوا را موجب بطلان استعدادهاى انسانى مىداند و از آن انتقاد مى نمايد . ( ص 15 ) و اين مطلب حقى است ؛ زيرا بسيارى از استعدادهاى انسانى با حضور در اجتماع شكوفا مىشود و جنبه اجتماعى دارد و اگر كسى ارتباط خود را با جمع قطع كند ، زمينه اى براى شكوفائى آن ها باقى نمى ماند . 2 - از جمله توصيه‌ها و سفارشهاى شاه نعمت‌الله ولى به مريدان خود اين بود كه براى تصفيه دل و تزكيه نفس بايد در خدمت خلق باشيد و در خدمت به مردم كوتاهى نكنيد و در اجتماع حاضر باشيد . از همين نكته مىتوان استنتاج كرد كه او مردم را از رهبانيت و گوشه‌گيرى و بىميلى پرهيز مىدهد و به خدمت خلق و حضور در اجتماع دعوت مىكند و البته بيان مىدارد كه دل به دنيا و ماديات آن نبنديد و خود را براى سفر آخرت آماده كنيد : ذكر حق اى يار من بسيار كن * گر توانى كار خويش در كار كن عبدالرزاق كرمانى در بيان اعتقاد شاه نعمت‌الله به كشاورزى مىنويسد : « آن حضرت ميل تمام به اقسام زراعت داشتند » و خود هر از گاهى به كار زراعت مىپرداختند . بر خلاف بسيارى